معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
641
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
اكنون اى عشق زود بگوى كه محبوب كجاست ؟ كه ديگر طاقت جدائى وى ممكن نيست . * * * اى باد از آن بهار خبر ده كه تا كجاست * وى ديده و زان نگار خبر ده كه تا كجاست من همچو گل بسوختم از آفتاب هجر * وان سرو سايه دار خبر ده كه در كجاست [ تحقيق عرفانى در بيان عشق پاك و معشوق حقيقى ] عشق گويد : كه اى عاشق تا به اين غايت با تو همراه بوده و تو او را نشناخته او با تو كارها پرداخته و تو يك ساعت بوى نپرداخته ، و هر چند نويد « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » در گوشت فروخواند تو گوش فروخوابانده ، چندانكه صداى نداى « وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ » در عالم انداخته تو آن را نشنيده انگاشته و هر چند در آئينهء وجود جمال شهود به تو مىنمود ، تو رو بجانب ديگر مىداشته چنان كه فقير گويد . بيت محبوب تو اى عاشق ، از غير چرا جوئى * او را هم ازو بطلب ، گر مرد خداجوئى محبوب قرين تست در خويش نكو بنگر * چون غير نهء آخر از غير چرا جوئى نه عرش خبر دارد نه فرش اثر دارد * گر در دل تو نبود ديگر ز كجا جوئى دنيا طلبد جاهل ، عقبى طلبد عاقل * اى عاشق صاحبدل يا رب تو كرا جوئى بعد از آنكه افرائيم از عزيز كسب اجازه كرد ابن يامين را در خلوتخانه